پانیاپانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره
داداشیداداشی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه سن داره
زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

شیرین گندمک من

خانه بهداشت اری واکسن نه

امروز باید واسه پایش دو ماهگیت می بردمت خانه بهداشت. بابا شب کار بود اضافه کار هم وایساده بود. مونده بودم چیکار کنم اخرش حاضر شدم و راه افتادم. پایشت انجام شد ولی واکسنت رو چون مسول واکسیناسیون نبود تزریق نکردن. خلاصه شانس اوردی ولی گفتن فردا ببرش کیلینیک کسایی. اونجا موقع پایش و بعدش حسابی نق زدی. شیر می خواستی ولی نه از سینه شیر می خوردی نه از شیشه. همین جوری بقلت کردم و زدم بیرون. خدا رو شکر زود اروم شدی و خوابیدی. ولی دادا کیان امروز واکسنشو تزریق کرد. راستی دیشب مامانی و خاله معصومه اومدن پیشمون.     ...
9 دی 1394

فکر کنم چشمت زدم

از همون موقع که اخرین پست رو گذاشتم دوباره گریه های شبانت شروع شدمخصوصا شب بعدش که تا ۷ صبح بیدار بودی فکر کنم چشم خوردی یعنی خودم چشت کردم. الان هم گوش شیطون کر خوابیدی. از ساعت ۲ بیدار بودی. طبق به باور قدیمی بچه ها بعد از چله زمان خواب بیداریشون عوض میشه یعنی اگه قبل چله روز خواب باشه بعدش شب خواب میشه و بر عکس شما قبل چله بیشتر طول روز رو بیدار بودی حتی واسه خودم سوال شده بود. از چند روز قبل از اینکه چهل روزه بشی خوابت به هم ریخت  کل روز رو می خوابی و کل شب بیدار. مخصوصا دیروز که کل روز خواب بودی و سر شب هم هرچی دست و صورتت رو شستم که بیدار بشی فایده نداشت. امیدوار زودتر خوابت تنظیم بشه. اخر هفته عرو...
8 دی 1394